فرشته ی ما بیحال شده
هانا جون خوشگلم سلام
عشق مامان،چند روزی بود میگفتی زیر شکمت درد میکنه و حدس ما عفونت ادراری بود
دیشب که اتاق سرد شد نصفه شبی صبح پاشدی دماغت گرفت،بعدش آروم آروم تنت گرم شد و تب کردی
بعد یهو تبت عصری رفت بالا و داغ شدی چشات قرمز شد
تماس گرفتم بابا بزرگ اومد دنبالمون با مامانجون
باهم رفتیم بیمارستان
ازمایش ادرار دادی و عفونت داشتی
دکتر هم انتی بیوتیک داد بهت
الان که دارم مینویسم چسبیدی بهم و با وجود خوردن انتی بیوتیک و تب بر،همچنان داغی
درجه گذاشتم 38/5 ای و من میترسم بالاتر بره
نمیذاری پاشویه ات کنم
کاری از دستم برنمیاد اومدم اینجا برات بنویسم
بزوووور و مکافات هایدی رو خوابوندم تا بتونم بتو برسم
توهم خوابیدی اما انقد داغی من خواب به چشمم نمیاد
انقدرررررررر خسته ام که انگار ده نفر منو زدن
روز خیلی سختی بود
به امید فردایی که با لبخند تو شروع بشه دختر مهربون من
اینم عکسای امروز

منو شما و بابابزرگ و هایدی،کنار ازمایشگاه

اینم آبجی گوگولیت تو بیمارستان بغل مامانجون
ان شاءالله زود زود خوب شی که طاقت دیدن غمت و بی حالیت رو نداره مامان
عشق مامان،چند روزی بود میگفتی زیر شکمت درد میکنه و حدس ما عفونت ادراری بود
دیشب که اتاق سرد شد نصفه شبی صبح پاشدی دماغت گرفت،بعدش آروم آروم تنت گرم شد و تب کردی
بعد یهو تبت عصری رفت بالا و داغ شدی چشات قرمز شد
تماس گرفتم بابا بزرگ اومد دنبالمون با مامانجون
باهم رفتیم بیمارستان
ازمایش ادرار دادی و عفونت داشتی
دکتر هم انتی بیوتیک داد بهت
الان که دارم مینویسم چسبیدی بهم و با وجود خوردن انتی بیوتیک و تب بر،همچنان داغی
درجه گذاشتم 38/5 ای و من میترسم بالاتر بره
نمیذاری پاشویه ات کنم
کاری از دستم برنمیاد اومدم اینجا برات بنویسم
بزوووور و مکافات هایدی رو خوابوندم تا بتونم بتو برسم
توهم خوابیدی اما انقد داغی من خواب به چشمم نمیاد
انقدرررررررر خسته ام که انگار ده نفر منو زدن
روز خیلی سختی بود
به امید فردایی که با لبخند تو شروع بشه دختر مهربون من
اینم عکسای امروز

منو شما و بابابزرگ و هایدی،کنار ازمایشگاه

اینم آبجی گوگولیت تو بیمارستان بغل مامانجون
ان شاءالله زود زود خوب شی که طاقت دیدن غمت و بی حالیت رو نداره مامان
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


فرشته ی ما بیحال شده 



